به نام خدا
زمینه های پیدایش مطالعات اجتماعی ضرورت واهمیت آن
اصطلاح مطالعات اجتماعی نخستین بار توسط جسی جونز در سال 1905در آمریکا به کار گرفته شده است.وی در مقاله ای اظهار داشت که سیاهان جوان آمریکایی وسرخ پوستان در تطبیق خود با جامعه جدید ناتوان هستند، مگر این که به آنان کمک شود تا جامعه و نیروهای اجتماعی را که در آن عمل می کنند و نیز راههای شناخته شده و پاسخ فعال به نیروهای اجتماعی را درک کنند، بدین طریق می توانند بر مشکل تطبیق خود با جامعه غلبه کنند .اشغال ژاپن توسط آمریکایی ها برای اولین بار زمینه آشنایی برنامه ریزان درسی ژاپن رابا مطالعات اجتماعی فراهم کرد. با شروع انقلاب تربیتی در دهه 1960در آمریکا که امواج آن برنامه های درسی کشور های مختلف جهان از قاره اروپا تا اقیانوسیه حتی آفریقا را تحت تاثیر خود قرار داد، مطالعات اجتماعی به عنوان یک ماده درسی به کشور های مختلف جهان شناسانده شد . در ایران مطالعات اجتماعی به عنوان یک ماده درسی با ساختاری در هم تنیده از طریق کتاب جامعه و تعلیم وتربیت تالیف دکتر علی شریعتمداری معرفی شد .
اهمیت آموزش مطالعات اجتماعی:
مطالعات اجتماعی به مطالعه روابط انسانی برای ایجاد مسوولیت های اجتماعی در مدرسه و جامعه می پردازد. با توجه به محتوای برنامه درسی مطالعات اجتماعی که شامل موضوعات تاریخی ، جغرافیایی، اجتماعی ، اقتصادی،مردم شناسی، جامعه شناسی و علوم سیاسی می باشد، معلم حرفه ای می تواند مطالعات اجتماعی را یک فرایند در نظر بگیرد و با روش آموزش مشارکتی تدریس، به اجتماعی شدن روابط انسان ومحیط های پرورش اخلاقی شخصیت و...... بپر دازد. در مطالعات اجتماعی سازگاری بین فرد وجامعه ، افزایش مهارت های عقلانی که در سایه تلفیق تجربه و دانش حاصل می شود از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد و در نهایت منجر به تربیت شهروندی سازگار می گردد.
اهمیت مطالعات اجتماعی وقتی بهتر می شود که به نابهنجاری های مو جود از قبیل آلودگی محیط زیست، افزایش مواد مخدر، افزایش بزهکاری ،عدم اجرای قانون و.....را مشاهده می نماییم .
برنامه درسی مطالعات اجتماعی فراگیران را به این مشکل آشنا می کند و آنها را در یافتن راه کارها و راه حل هایی جهت برخورد با این مشکلات آماده می سازد .
در مطالعات اجتماعی به ماهیت فرد و جامعه و روابط بین آنها، ارزش ودانش، اطلاعات علمی ،ارزش های اخلاقی در جامعه و مبادی اعتقادی توجه ویژه شده است .با توجه به نیاز ها وفرهنگ ها و آداب مختلف موجود در کشور نقش دانش آموزان در فعالیت های مشارکتی مدرسه و........از محور های اصلی برنامه درسی مطالعات اجتماعی می باشد .
اهداف غایی مطالعات اجتماعی عبارت اند از : خود شناسی ،درک گذشته و حال وآینده، توانایی حل مسئله ، مشارکت فعال در جامعه، درک ارتباطات انسانی، شناخت تعامل انسان با محیط های طبیعی و اجتماعی ، بررسی جنبه های سیاسی اقتصادی اجتماعی و فرهنگی جوامع، شناخت تنوع و تغییرات در جوامع، سازگاری اجتماعی، توسعه قوای عقلانی دانش آموز ،شناخت گروهها و سازمان و بالاخره تربیت شهروند شایسته می باشد.
بنابراین شایسته است در کلاس های درس مطالعات اجتماعی :
1. احترام و توجه به نظرات دانش آموزان به نحوی که با دقت به سخنان آنها گوش دهند ودر نهایت صبر به آنان پاسخ صحیح دهند .
2. داشتن روحیه شاد و پر نشاط به نحوی که درس زنده به نظر آید و شوق یادگیری را در دانش آموزان افزایش دهد .
3. تشویق به کار های گروهی و ایجاد گروه جمعی در کلاس که خود سبب شادی و نشاط می شود .
4. داشتن اطلاعات علمی فراتر از کتاب برای معلم به نظر می رسد زیرا سبب می شود که کلاس برای شاگردانی که کتاب را در خانه یاد می گیرند جذاب باشد.
گرفته شده از: کتاب آموزش درس مطالعات اجتماعی نوشته دکتر حسین انصاریان و دیگران
۱۳۸۷ آذر ۳, یکشنبه
فن آوری اطلاعات
فن آوری ارتباطات واطلاعات
مقدمه
در طول تاریخ، بشر پیوسته در حال آ موختن و نیازمند آموزش بوده است و در طی این مسیر سختی های بسیاری از سر گذرانده و راههای بسیاری را آزموده است. با نگاهی گذرا به صفحات تاریخ می توان سیر دگر گونی هایی که در نحوه ی آموزش علم، در زندگی بشر روی داده است را مشاهده نمود. می توان از دانشمندان یکه و تنها یی که با تکیه بر آزمون و خطا ،دستاورد های ارزشمندی را تقدیم بشر کرده اند به رابطه های مرید ومرشدی رسید و پس از آن می توان به دورانی رسید که انسان برای نخستین بار که به مکتب خانه ها گام نهاد. به دورانی که عده ای زیادتر، در زمانی کوتاه تر با پیشرفت های علوم آشنا می شدند و از آنها بهره مند می گشتند . در ادامه سیر این روند ها به عصر کنونی می رسیم ،عصری که در سایه آموزش هدفمند برای هرمقطعی از حیات انسانی، آموزش خاصی تعریف شده است .
در این دوران ما به اسامی ای چون آموزش دوره ابتدایی ،راهنمایی، دبیرستان و درپایان به آموزش عالی یا دانشگاه بر می خوریم . ما می دانیم عصری که در آن قرار داریم عصری ثابت و بی تحرک نیست .هر چند که انسان در طول حیات خود همیشه در حال تغییر وتحول بوده است . اما تحولات آن دوران را هیچگاه نمی توان با تحولات سریع و شتابان این دوران مقایسه کرد .
در گذشته شاید کمتر کسی فکر می کرد فن آوری ارتباط نوین که در حال رشد بود، بتواند جایی برای خود باز کند .همگان این فناوری را در رده ی دیگر ابداعات می دانستند و وقتی که نظریه پردازمشهور «مک لوهان »گفت این ارتباطات نوین می تواند جهان را به یک دهکده تبدیل کند، کمتر کسی حرف او را باور می کرد . اما دیدیم در مدتی بسیار کم از آنچه که دیگر فن آوری ها بتواند چهره جهان را دگرگون کند ، فناوری ارتباطی با گسترش رسانه های جمعی و ابداع دستگاه هایی مانند تلویزیون، کامپیوتر و ماهواره ظرف تنها چند دهه توانستند چهره جهان را به کلی دگرگون کنند و این رسانه ها که زمانی در دست عده ای خاص بود ،اکنون به صنعتی غول پیکر با شاخه های بین المللی تبدیل شده است و انسان به ناچار عصر موجود را به عصر ارتباط نامیده و این عصر بر تمامی جوانب زندگی بشر تاثیر گذاشته و به نوعی می توان گفت که دیگر انسان نمی تواند خود را خارج از این عصر فرض کند .
دنیای ارتباط شرایطی را فراهم کرده است که دیگر لازم نیست افراد برای ایجاد ارتباط با دیگران ، دیدن اشخاص و انجام دادن کاری مسافتی را طی کنند .شما می توانید تنها با یک دستگاه رایانه شخصی در منزلتان با دوستانی که در شهر یا قاره ای دیگر دارید تماس بگیرید یا این که خرید های روزانه تان را از پشت رایانه تان انجام دهید. می توان گفت حال که ارتباطات بر تمامی جوانب زندگی انسان تاثیر گذاشته است پس آموزش هم بی تاثیر نخواهد بود . می توان به جرات گفت در این عصر یکی ازمهمترین نهاد اجتماعی که دست خوش تغییرات وسیع شده است همین نهاد آموزش و یاد گیری در سطح عمومی و عالی بوده است . این تحول بزرگ ارتباطی باعث شده که دیگر لازم نباشد فرد برای یادگیری علم به مدرسه یا دانشگاه برود و مانند گذشته پشت میز های کلاس بنشیند و به طبع ان استادی بیاورد و در فاصله زمانی معین آموزش خاصی را به افراد بدهد . باید گفت در این عصر موضوع آموزش همه وقت وهمه جا مطرح است و یا به تعییری آموزش مداوم یا 24 ساعته حاضر دیگر نخواهد توانست روشهای سنتی را برای آموزش بپذیرد. فن آوری اطلاعات این امکان را برای انسان فراهم نموده است تا آموزش متناسب با نیازهای امروز ارائه گردد . گسترش شبکه های اطلاعاتی از جمله اینترنت فرصتهای زیادی را برای بشر فراهم کرده است تا پا به عرصه آموزش الکترونیک یا دنیای مجازی آموزش پا نهد .
· فلسفه استفاده از روشهای نوین آموزشی
پیشرفت روز افزون تکنولوژی و اطلاعات باعث تغییرات زیادی در عرصه حیات بشر شده است و این پیشرفت شتابنده تمامی جوانب زندگی انسان را تحت شعاع خود قرار داده است .آموزش هم یک امر جدا از زندگی انسان نیست. پس این امر هم با دیگر عوامل تحت تاثیر این پیشرفت ها و تحول ها قرار گرفته است. روز گار ما عصر تغییر ودگرگونی است. از خصوصیات این تغییرات شتابندگی ،فراگیری و تاثیر گذاری است .به عبارت دیگر تکنولوژی جدید بر تمام عرصه های زندگی بشر تاثیر گذاشته است.
دنیای امروز با رشد تکنولوژی های گوناگون روبروست .از جمله این تکنولوژی ها ایجاد شبکه های اینترنتی در دنیای ارتباطات است. باید گفت نفوذ پذیری و رشد این صنعت در این چند دهه اخیر بسیار سریع بوده و این امرباعث شده که عصر حاضر را عصر ارتباطات بنامند .
برای این که دانش آموختگانی داشته باشیم که کارآیی لازم را در جامعه اطلاعاتی داشته باشند باید رویکرد جدیدی نسبت به آموزش ویاد گیری داشته باشیم .در این زمینه باید به مقوله هایی چون آموزش الکترونیکی، آموزش از راه دور، دانشگاه مجازی و.........بیشتر توجه کنیم و برنامه ریزی های آموزشی ما باید به گونه ای باشد که از این فرصت های جدید به بهترین وجه استفاده کنیم .
منبع : فصلنامه فرهنگ آموزش ، شماره پنجم، سال دوم، زمستان 1385
مقدمه
در طول تاریخ، بشر پیوسته در حال آ موختن و نیازمند آموزش بوده است و در طی این مسیر سختی های بسیاری از سر گذرانده و راههای بسیاری را آزموده است. با نگاهی گذرا به صفحات تاریخ می توان سیر دگر گونی هایی که در نحوه ی آموزش علم، در زندگی بشر روی داده است را مشاهده نمود. می توان از دانشمندان یکه و تنها یی که با تکیه بر آزمون و خطا ،دستاورد های ارزشمندی را تقدیم بشر کرده اند به رابطه های مرید ومرشدی رسید و پس از آن می توان به دورانی رسید که انسان برای نخستین بار که به مکتب خانه ها گام نهاد. به دورانی که عده ای زیادتر، در زمانی کوتاه تر با پیشرفت های علوم آشنا می شدند و از آنها بهره مند می گشتند . در ادامه سیر این روند ها به عصر کنونی می رسیم ،عصری که در سایه آموزش هدفمند برای هرمقطعی از حیات انسانی، آموزش خاصی تعریف شده است .
در این دوران ما به اسامی ای چون آموزش دوره ابتدایی ،راهنمایی، دبیرستان و درپایان به آموزش عالی یا دانشگاه بر می خوریم . ما می دانیم عصری که در آن قرار داریم عصری ثابت و بی تحرک نیست .هر چند که انسان در طول حیات خود همیشه در حال تغییر وتحول بوده است . اما تحولات آن دوران را هیچگاه نمی توان با تحولات سریع و شتابان این دوران مقایسه کرد .
در گذشته شاید کمتر کسی فکر می کرد فن آوری ارتباط نوین که در حال رشد بود، بتواند جایی برای خود باز کند .همگان این فناوری را در رده ی دیگر ابداعات می دانستند و وقتی که نظریه پردازمشهور «مک لوهان »گفت این ارتباطات نوین می تواند جهان را به یک دهکده تبدیل کند، کمتر کسی حرف او را باور می کرد . اما دیدیم در مدتی بسیار کم از آنچه که دیگر فن آوری ها بتواند چهره جهان را دگرگون کند ، فناوری ارتباطی با گسترش رسانه های جمعی و ابداع دستگاه هایی مانند تلویزیون، کامپیوتر و ماهواره ظرف تنها چند دهه توانستند چهره جهان را به کلی دگرگون کنند و این رسانه ها که زمانی در دست عده ای خاص بود ،اکنون به صنعتی غول پیکر با شاخه های بین المللی تبدیل شده است و انسان به ناچار عصر موجود را به عصر ارتباط نامیده و این عصر بر تمامی جوانب زندگی بشر تاثیر گذاشته و به نوعی می توان گفت که دیگر انسان نمی تواند خود را خارج از این عصر فرض کند .
دنیای ارتباط شرایطی را فراهم کرده است که دیگر لازم نیست افراد برای ایجاد ارتباط با دیگران ، دیدن اشخاص و انجام دادن کاری مسافتی را طی کنند .شما می توانید تنها با یک دستگاه رایانه شخصی در منزلتان با دوستانی که در شهر یا قاره ای دیگر دارید تماس بگیرید یا این که خرید های روزانه تان را از پشت رایانه تان انجام دهید. می توان گفت حال که ارتباطات بر تمامی جوانب زندگی انسان تاثیر گذاشته است پس آموزش هم بی تاثیر نخواهد بود . می توان به جرات گفت در این عصر یکی ازمهمترین نهاد اجتماعی که دست خوش تغییرات وسیع شده است همین نهاد آموزش و یاد گیری در سطح عمومی و عالی بوده است . این تحول بزرگ ارتباطی باعث شده که دیگر لازم نباشد فرد برای یادگیری علم به مدرسه یا دانشگاه برود و مانند گذشته پشت میز های کلاس بنشیند و به طبع ان استادی بیاورد و در فاصله زمانی معین آموزش خاصی را به افراد بدهد . باید گفت در این عصر موضوع آموزش همه وقت وهمه جا مطرح است و یا به تعییری آموزش مداوم یا 24 ساعته حاضر دیگر نخواهد توانست روشهای سنتی را برای آموزش بپذیرد. فن آوری اطلاعات این امکان را برای انسان فراهم نموده است تا آموزش متناسب با نیازهای امروز ارائه گردد . گسترش شبکه های اطلاعاتی از جمله اینترنت فرصتهای زیادی را برای بشر فراهم کرده است تا پا به عرصه آموزش الکترونیک یا دنیای مجازی آموزش پا نهد .
· فلسفه استفاده از روشهای نوین آموزشی
پیشرفت روز افزون تکنولوژی و اطلاعات باعث تغییرات زیادی در عرصه حیات بشر شده است و این پیشرفت شتابنده تمامی جوانب زندگی انسان را تحت شعاع خود قرار داده است .آموزش هم یک امر جدا از زندگی انسان نیست. پس این امر هم با دیگر عوامل تحت تاثیر این پیشرفت ها و تحول ها قرار گرفته است. روز گار ما عصر تغییر ودگرگونی است. از خصوصیات این تغییرات شتابندگی ،فراگیری و تاثیر گذاری است .به عبارت دیگر تکنولوژی جدید بر تمام عرصه های زندگی بشر تاثیر گذاشته است.
دنیای امروز با رشد تکنولوژی های گوناگون روبروست .از جمله این تکنولوژی ها ایجاد شبکه های اینترنتی در دنیای ارتباطات است. باید گفت نفوذ پذیری و رشد این صنعت در این چند دهه اخیر بسیار سریع بوده و این امرباعث شده که عصر حاضر را عصر ارتباطات بنامند .
برای این که دانش آموختگانی داشته باشیم که کارآیی لازم را در جامعه اطلاعاتی داشته باشند باید رویکرد جدیدی نسبت به آموزش ویاد گیری داشته باشیم .در این زمینه باید به مقوله هایی چون آموزش الکترونیکی، آموزش از راه دور، دانشگاه مجازی و.........بیشتر توجه کنیم و برنامه ریزی های آموزشی ما باید به گونه ای باشد که از این فرصت های جدید به بهترین وجه استفاده کنیم .
منبع : فصلنامه فرهنگ آموزش ، شماره پنجم، سال دوم، زمستان 1385
۱۳۸۷ آذر ۲, شنبه
لنگرود
این شهرستان با مساحت 188 کیلومتر مربع
در مشرق گیلان قرار گرفته و از دو بخش
جلگه ای و کوهستانی تشکیل گردیده است.
بخش کوهستانی آن در جنوب قرار دارد.
دامنه های این ناحیه کوهستانی تا ارتفاع
تقریبی 1300 متر که رطوبت دریا به آنجا می رسد
پوشیده از جنگل است . و بعد ازآن به علت ارتفاع ،
سرما و کمی رطوبت ، بدون درخت و پوشیده از
مراتع طبیعی (چمنزار) است . قسمت مرکزی و
شمالی لنگرود ، جلگه ای است که توسط رودخانه های
شلمان و لنگرود مشروب می گردد.
طبق سرشماری سال 1375 ، جمعیت این شهرستان
137 هزار نفر بوده است . مهم ترین درآمد اهالی از
کشاورزی است که محصولات مهم برنج ، چای ، نوغان
و مرکبات است. دامپروری در این شهرستان به
صورت روستایی می باشد . ماهیگیری در رودخانه شلمان
و چمخاله دارای اهمیت است. فعالیتهای صنعتی
نیز از منابع دیگر درآمد ساکنین مـــنطقه می باشد
که شامل صنایع دستی و صنایع ماشینی است.
از آثار تاریخی این شهرستان می توان بی بی زینب
و سید محمد را نام برد.
لنگرود دارای سه بخش مرکزی ، اطاقور و کومله است.
********
درباره لنگــرود
شهرستان لنگرود با وسعتي حدود 900 كيلومترمربع در ناحيه شرق گیلان قرار گرفته است. فاصله لنگرود با مركز استان 60 كيلومتر مي باشد . لنگرود از شمال به درياي خزر ، از جنوب و غرب به لاهيجان و از شرق به رودسر منتهي مي گردد . لنگرود داراي قدمت تاريخي زيادي مي باشد و نام آن حدود 900 سال قبل ( 512 هجري قمري ) در كتب تاريخي آمده است . بافت قومي مردم لنگرود گيلك و به زبان گيلكي با لهجه ( بيه پس ) تكلم مي كنند
از نوشته هاي تاريخي چنين استنباط مي شود كه زمين هاي اطراف لنگرود باتلاقي بوده و ساخت و ساز را دچار مشكل مي نموده ، اما به مرور زمان و توسعه تجارت در گيلان لنگرود هم رونق يافته و در زمينه هاي كشاورزي خصوصاً كشت كنف از شهرهاي مهم محسوب گرديده ، همچنين در زمينه صنعت داراي صنايع فلزي از جمله تفنگ سازي ( شكاري ) بوده كه به علت مرغوبيت و كيفيفت خريدران زيادي داشته است رابينو جهانگرد معروف درخصوص لنگرود چنين مي نويسد “ از كناره هاي رودخانه لنگرود زيباترين منظره اي است كه من در ايران ديده ام“ لنگرود داراي هشت محله به نامهاي فشكالي محله ، سوتال محله ، درب مسجد ، كاسه گر محله ، قصاب محله ، گشته مردخال ، انزلي محله ، راپشته مي باشد كه هر يك داراي اعتبار خاصي مي باشد . بندرچمخاله كه در شش کیلومتری لنگرود قراردارد از جاذبه هاي گردشگري مي باشد و همانند ديگر بنادر داراي فعاليت هاي تجاري بوده كه در حال حاضر بسيار محدود مي باشد طبيعت مناسب سبب گرديده مردم لنگرود به كارهاي كشاورزي علاقه مند باشند . از محصولات عمده لنگرود مي توان انواع برنج ، چاي ، صيفي جات را نام برد همچنين صيد ماهي دراين شهر رايج مي باشد . بازار هفتگي لنگرود در روزهاي شنبه و چهارشنبه با استقبال فراوان برگزار مي گردد جاذبه هاي گردشگري و تاريخي تالاب زيبا و طبيعي كياكلايه با انواع پرندگان دريايي پارك تفريحي فجر كه در قسمتي از تالاب ايجاد گرديده است ليلاكوه خواستگاه دوستان طبيعت مجتمع ساحلي با فضايي آرام و دلنشين در چمخالهنقاط زيارتي و تاريخي پل خشتي لنگرود ( خشته پل - خشته پورد ) معروف به پل ( حاجي آقا پرد ) كه احتمالاً در ساخت - اين پل نقش موثري داشته است . مربوط به دوره ايلخانيان مي باشد . اين پل ( راه پشته ) را به مركز شهر متصل مي كند مسجد جامع لنگرود كه تاريخ ساخت درب مسجد مربوط به سال 1001 هجري قمري مي باشد - بقعه آقا سيد محمود ( سفيد آستانه ) از سادات متدين منطقه واقع در بلوار لنگرود به رودسر - بقعه آقا سيد محمدتقي كوشالشاد از نوادگان امام موسي كاظم (ع) واقع در كوشالشاد لنگرود - خانه منجم باشي حاكم لنگرود كه رابينو باغ اين خانه را بي نظير توصيف نموده است - خانه دريا بيگي كه از شاهكارهاي هنر دوران قاجاريه مي باشد - قلعه دزدبن ( دزبن ) دز به معناي دژ و قلعه است
این شهرستان با مساحت 188 کیلومتر مربع
در مشرق گیلان قرار گرفته و از دو بخش
جلگه ای و کوهستانی تشکیل گردیده است.
بخش کوهستانی آن در جنوب قرار دارد.
دامنه های این ناحیه کوهستانی تا ارتفاع
تقریبی 1300 متر که رطوبت دریا به آنجا می رسد
پوشیده از جنگل است . و بعد ازآن به علت ارتفاع ،
سرما و کمی رطوبت ، بدون درخت و پوشیده از
مراتع طبیعی (چمنزار) است . قسمت مرکزی و
شمالی لنگرود ، جلگه ای است که توسط رودخانه های
شلمان و لنگرود مشروب می گردد.
طبق سرشماری سال 1375 ، جمعیت این شهرستان
137 هزار نفر بوده است . مهم ترین درآمد اهالی از
کشاورزی است که محصولات مهم برنج ، چای ، نوغان
و مرکبات است. دامپروری در این شهرستان به
صورت روستایی می باشد . ماهیگیری در رودخانه شلمان
و چمخاله دارای اهمیت است. فعالیتهای صنعتی
نیز از منابع دیگر درآمد ساکنین مـــنطقه می باشد
که شامل صنایع دستی و صنایع ماشینی است.
از آثار تاریخی این شهرستان می توان بی بی زینب
و سید محمد را نام برد.
لنگرود دارای سه بخش مرکزی ، اطاقور و کومله است.
********
درباره لنگــرود
شهرستان لنگرود با وسعتي حدود 900 كيلومترمربع در ناحيه شرق گیلان قرار گرفته است. فاصله لنگرود با مركز استان 60 كيلومتر مي باشد . لنگرود از شمال به درياي خزر ، از جنوب و غرب به لاهيجان و از شرق به رودسر منتهي مي گردد . لنگرود داراي قدمت تاريخي زيادي مي باشد و نام آن حدود 900 سال قبل ( 512 هجري قمري ) در كتب تاريخي آمده است . بافت قومي مردم لنگرود گيلك و به زبان گيلكي با لهجه ( بيه پس ) تكلم مي كنند
از نوشته هاي تاريخي چنين استنباط مي شود كه زمين هاي اطراف لنگرود باتلاقي بوده و ساخت و ساز را دچار مشكل مي نموده ، اما به مرور زمان و توسعه تجارت در گيلان لنگرود هم رونق يافته و در زمينه هاي كشاورزي خصوصاً كشت كنف از شهرهاي مهم محسوب گرديده ، همچنين در زمينه صنعت داراي صنايع فلزي از جمله تفنگ سازي ( شكاري ) بوده كه به علت مرغوبيت و كيفيفت خريدران زيادي داشته است رابينو جهانگرد معروف درخصوص لنگرود چنين مي نويسد “ از كناره هاي رودخانه لنگرود زيباترين منظره اي است كه من در ايران ديده ام“ لنگرود داراي هشت محله به نامهاي فشكالي محله ، سوتال محله ، درب مسجد ، كاسه گر محله ، قصاب محله ، گشته مردخال ، انزلي محله ، راپشته مي باشد كه هر يك داراي اعتبار خاصي مي باشد . بندرچمخاله كه در شش کیلومتری لنگرود قراردارد از جاذبه هاي گردشگري مي باشد و همانند ديگر بنادر داراي فعاليت هاي تجاري بوده كه در حال حاضر بسيار محدود مي باشد طبيعت مناسب سبب گرديده مردم لنگرود به كارهاي كشاورزي علاقه مند باشند . از محصولات عمده لنگرود مي توان انواع برنج ، چاي ، صيفي جات را نام برد همچنين صيد ماهي دراين شهر رايج مي باشد . بازار هفتگي لنگرود در روزهاي شنبه و چهارشنبه با استقبال فراوان برگزار مي گردد جاذبه هاي گردشگري و تاريخي تالاب زيبا و طبيعي كياكلايه با انواع پرندگان دريايي پارك تفريحي فجر كه در قسمتي از تالاب ايجاد گرديده است ليلاكوه خواستگاه دوستان طبيعت مجتمع ساحلي با فضايي آرام و دلنشين در چمخالهنقاط زيارتي و تاريخي پل خشتي لنگرود ( خشته پل - خشته پورد ) معروف به پل ( حاجي آقا پرد ) كه احتمالاً در ساخت - اين پل نقش موثري داشته است . مربوط به دوره ايلخانيان مي باشد . اين پل ( راه پشته ) را به مركز شهر متصل مي كند مسجد جامع لنگرود كه تاريخ ساخت درب مسجد مربوط به سال 1001 هجري قمري مي باشد - بقعه آقا سيد محمود ( سفيد آستانه ) از سادات متدين منطقه واقع در بلوار لنگرود به رودسر - بقعه آقا سيد محمدتقي كوشالشاد از نوادگان امام موسي كاظم (ع) واقع در كوشالشاد لنگرود - خانه منجم باشي حاكم لنگرود كه رابينو باغ اين خانه را بي نظير توصيف نموده است - خانه دريا بيگي كه از شاهكارهاي هنر دوران قاجاريه مي باشد - قلعه دزدبن ( دزبن ) دز به معناي دژ و قلعه است
۱۳۸۷ آبان ۳۰, پنجشنبه
۱۳۸۷ آبان ۲۹, چهارشنبه
نقش دوستی در فلسفه مدنی - سیاسی ارسطو
8
در نظر ارسطو، دوستی نه ابزاری برای تحقق حکومت فردی حکیم و نه حتی ابزاری در دست اجتماع برای پیگیری اهداف خود می باشد، بلکه دوستی خود همان اجتماع است و بدون وجود آن حتی سخن گفتن از اجتماع نیز بی معنا خواهد بود. او با مرتبط ساختن "دوستی" و "فضیلت" virtue نشان می دهد که دوستی را چیزی بیش از رابطه ی میان افراد و مقوله ای مرتبط با "سعادت بشر" می داند. برای ارسطو، دوستی، عبارت است از "رابطه چند فرد فضیلت مند" و این دوستی، "بالطبع، جایگاه خود را در میان موضوعاتی که به زندگی خوب برای افراد مرتبط است، پیدا می کند". اما این تمام ماجرای دوستی در نزد ارسطو نیست. بحث عمده ارسطو در رابطه با دوستی، به نحوه ی دسته بندی آن و نشان دادن تاثیرات آن در زندگی اجتماعی افراد جامعه مربوط می شود. وی در بسط نظرات خود در این باره، در مقام متفکر سیاسی قرار می گیرد و حتی اندیشه های خود در باب انواع حکومت را نیز دوباره در همین جا مطرح می سازد و این نشانگر اهمیت سیاسیِ دوستی نزد وی است. • دوستی مدنی civic friendship ویژگی هایی که ارسطو برای دوست مدنی، به عنوان خودِ دیگر بیان می کند، تعریفی از دوستی حقیقی به دست می دهد. از سوی دیگر ارسطو خود واقف است که این دوستی در میان آدمیان نادر است و کمتر پیش می آید که انسان هایی چنین پاک نهاد یکدیگر را بیابند و دوستی خود را بنیان نهند. اما به نظر می رسد ویژگی هایی عمومی دوسنی چون دوستی بذ اساس لذت و منفعت در عموم مردم یافت می شود، هر چند که آنها را نمی توان نیک نامید. راه حل ارسطو آن است که ما انسان ها را تا آنجا که با خودشان همدل هستند و خود را نیک می دانند، دارای این ویژگی ها بدانیم. اما نباید فراموش کرد که انسان های بدطینت، با خود نیز همدل نیستند و در حالیکه آرزوی چیزی را دارند، به دنبال چیز دیگری می روند، آنها تنها به دنبال همراهی با دیگران هستند تا از خود رهایی یابند و خاطرات تلخ گذشته و آینده ی تار پیش رو را فراموش کنند. در نتیجه دوستی آنها را نمی توان دوستی دانست و از این قاعده مستثنا خواهند بود. اما دیگر دوستی ها، هر چند کامل نباشد، را می توان چون دوستیِ مدنی تایید نمود. اینجا نقطه ی پیوند دوستی و ساختار جامعه ی مطلوب ارسطویی است. • دوستی و ساختار جامعه ی مطلوب چنان که ارسطو می گوید اجتماعات سیاسی و شهرها، برای دست یابی به "منافع مشترک" common interestپدید می آیند. تمام اجتماعات و ارتباطات کوچک تر را هم باید تنها به عنوان جزیی از اجتماع سیاسی در نظر گرفت. منفعت مشترکی که تمام اجتماعات به دنبال آن هستند "عدالت" است و این خود در راستای دست یابی به "سعادت" همگان معنا می یابد. انواع مختلف عدالت نیز خود تنها در چارچوب دوستی معنا می یابند، چرا که "تمام انواع عدالت، در رابطه با دوست است، چون عدالت گروهی از افراد مرتبط را در بر می گیرد و دوست کسی است که چه در خانواده و چه در حیات هر فرد، با او مرتبط است". دوستی در درون پولیس، دوستی حقیقی و کامل نیست. ارسطو خود پیش از این نیز اشاره کرده بود که دوستی حقیقی را مقوله ای کمیاب و دور از دسترس می داند. این دوستی بیش از هر چیز با دو نوع پایین تر دوستی، یعنی دوستی های مبتنی بر لذت و مبتنی بر منفعت، و بیش از هر چیز بر دوستی مبتنی بر منفعت مرتبط است. دست یابی به سعادت عمومی یک منفعت جمعی است و انسان ها بنا به طبیعت خود –که حیوان مدنی هستند- می دانند که آن را تنها در اجتماع می توانند بیابد. یکدلی آنها و اتفاق نظر در چیستی منفعت مشترک در جامعه و راه ها و تصمیمات مناسبی که به سوی آن رهنمون می شود، تنها در یک جامعه ی دارای تفاهم و یکدلی unanimity ممکن است و این در حالیست که تفاهم و همدلی، خود تنها عناصری در دل "دوستی" هستند. تفاهم گونه ای از دوستی است که در دولت-شهر ها وجود دارد. هر چه دوستیِ از این گونه در جامعه ای بیشتر باشد، آن جامعه به سعادت نزدیک تر است و البته در جامعه ای که هر فردی، همان گونه که خود را از انجام عمل نادرست برکنار می دارد، همسایه ی خود را نیز از کار ناشایست برحذر ندارد، به زودی فرو خواهد پاشید.
8
در نظر ارسطو، دوستی نه ابزاری برای تحقق حکومت فردی حکیم و نه حتی ابزاری در دست اجتماع برای پیگیری اهداف خود می باشد، بلکه دوستی خود همان اجتماع است و بدون وجود آن حتی سخن گفتن از اجتماع نیز بی معنا خواهد بود. او با مرتبط ساختن "دوستی" و "فضیلت" virtue نشان می دهد که دوستی را چیزی بیش از رابطه ی میان افراد و مقوله ای مرتبط با "سعادت بشر" می داند. برای ارسطو، دوستی، عبارت است از "رابطه چند فرد فضیلت مند" و این دوستی، "بالطبع، جایگاه خود را در میان موضوعاتی که به زندگی خوب برای افراد مرتبط است، پیدا می کند". اما این تمام ماجرای دوستی در نزد ارسطو نیست. بحث عمده ارسطو در رابطه با دوستی، به نحوه ی دسته بندی آن و نشان دادن تاثیرات آن در زندگی اجتماعی افراد جامعه مربوط می شود. وی در بسط نظرات خود در این باره، در مقام متفکر سیاسی قرار می گیرد و حتی اندیشه های خود در باب انواع حکومت را نیز دوباره در همین جا مطرح می سازد و این نشانگر اهمیت سیاسیِ دوستی نزد وی است. • دوستی مدنی civic friendship ویژگی هایی که ارسطو برای دوست مدنی، به عنوان خودِ دیگر بیان می کند، تعریفی از دوستی حقیقی به دست می دهد. از سوی دیگر ارسطو خود واقف است که این دوستی در میان آدمیان نادر است و کمتر پیش می آید که انسان هایی چنین پاک نهاد یکدیگر را بیابند و دوستی خود را بنیان نهند. اما به نظر می رسد ویژگی هایی عمومی دوسنی چون دوستی بذ اساس لذت و منفعت در عموم مردم یافت می شود، هر چند که آنها را نمی توان نیک نامید. راه حل ارسطو آن است که ما انسان ها را تا آنجا که با خودشان همدل هستند و خود را نیک می دانند، دارای این ویژگی ها بدانیم. اما نباید فراموش کرد که انسان های بدطینت، با خود نیز همدل نیستند و در حالیکه آرزوی چیزی را دارند، به دنبال چیز دیگری می روند، آنها تنها به دنبال همراهی با دیگران هستند تا از خود رهایی یابند و خاطرات تلخ گذشته و آینده ی تار پیش رو را فراموش کنند. در نتیجه دوستی آنها را نمی توان دوستی دانست و از این قاعده مستثنا خواهند بود. اما دیگر دوستی ها، هر چند کامل نباشد، را می توان چون دوستیِ مدنی تایید نمود. اینجا نقطه ی پیوند دوستی و ساختار جامعه ی مطلوب ارسطویی است. • دوستی و ساختار جامعه ی مطلوب چنان که ارسطو می گوید اجتماعات سیاسی و شهرها، برای دست یابی به "منافع مشترک" common interestپدید می آیند. تمام اجتماعات و ارتباطات کوچک تر را هم باید تنها به عنوان جزیی از اجتماع سیاسی در نظر گرفت. منفعت مشترکی که تمام اجتماعات به دنبال آن هستند "عدالت" است و این خود در راستای دست یابی به "سعادت" همگان معنا می یابد. انواع مختلف عدالت نیز خود تنها در چارچوب دوستی معنا می یابند، چرا که "تمام انواع عدالت، در رابطه با دوست است، چون عدالت گروهی از افراد مرتبط را در بر می گیرد و دوست کسی است که چه در خانواده و چه در حیات هر فرد، با او مرتبط است". دوستی در درون پولیس، دوستی حقیقی و کامل نیست. ارسطو خود پیش از این نیز اشاره کرده بود که دوستی حقیقی را مقوله ای کمیاب و دور از دسترس می داند. این دوستی بیش از هر چیز با دو نوع پایین تر دوستی، یعنی دوستی های مبتنی بر لذت و مبتنی بر منفعت، و بیش از هر چیز بر دوستی مبتنی بر منفعت مرتبط است. دست یابی به سعادت عمومی یک منفعت جمعی است و انسان ها بنا به طبیعت خود –که حیوان مدنی هستند- می دانند که آن را تنها در اجتماع می توانند بیابد. یکدلی آنها و اتفاق نظر در چیستی منفعت مشترک در جامعه و راه ها و تصمیمات مناسبی که به سوی آن رهنمون می شود، تنها در یک جامعه ی دارای تفاهم و یکدلی unanimity ممکن است و این در حالیست که تفاهم و همدلی، خود تنها عناصری در دل "دوستی" هستند. تفاهم گونه ای از دوستی است که در دولت-شهر ها وجود دارد. هر چه دوستیِ از این گونه در جامعه ای بیشتر باشد، آن جامعه به سعادت نزدیک تر است و البته در جامعه ای که هر فردی، همان گونه که خود را از انجام عمل نادرست برکنار می دارد، همسایه ی خود را نیز از کار ناشایست برحذر ندارد، به زودی فرو خواهد پاشید.
اشتراک در:
پستها (Atom)
